اپیزود >>> یک ایده جدید برای آینده

چند روزیه که یک فکری ذهنمو بدجوری مشغول کرده. یه ایده جالب در ذهنمه.

نمیدونم چطور شد ولی مثل یه جرقه بود.

تقریبا یه هفته از این جرقه میگذره که انبار باروت منو بدجوری منفجر کرده.

حقیقتش این ایده ی من مربوط به اینده من میشه و در صورتی که در اون موفق بشم

میتونم سهم کوچکی در خدمت گذاری به وطنم ایران داشته باشه.

فعلا محتویاتش سکرته.

فقط خودم میدونم و خدا.

و تنها پشتوانه من در این راه فقط خداست.


/ 7 نظر / 8 بازدید
ویل

فقط مراقب خودت باش

[قلب]

سارا

سلام. خوبی؟ اتفاقی اومدم وبت. دارم مطالب وبتو می خونم. گفتم شما رو به جشن تولدم دعوت کنم. این تولد با تولدای دیگه فرق داره. یمکی از فرقاش اینه که با یک وبلاگنویس نابینا آشنا میشی. دعوتمو قبول میکنی؟[نگران]

رنگينك

سلام. واقعا خوشحالم كه در اين بهار 90 به اين موفقيت بزرگ رسيديد. اميدوارم كه بتونيد سهمي در خدمت به وطنتون داشته باشيد[گل]

طاها

اوه اوه خدا رحم کنه دادا خطری به نظر میرسی نکنه بمب ساختی بمب عشق [گل]

سبز و سرخ

ببین!ایده ازتو،کار از من.50.50.خوبه؟!!! چطوری آقای اپیزود؟وقت کردی یه سری هم به ما بزن. راستی به اون رفیق نامردم هم سلاممو برسون.اون که یادی از ما نمی کنه. موفق باشی![خداحافظ]

بهناز

اخی.ان شا الله موفق باشی[گل]