چهارشنبه ۱۳٩٠/۱/۱٧ :: ۱:٠۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : محمد رضا تنگستانی

انگار نه انگار

اره انگار نه انگار ... مثلا بهاره ولی واسه من مثل زمستونه

13 روز گشتم و دیدم حقیقتش کمی هم خندیدم...

اما انگار نه انگار...تو میتونی یه راه فرار نشونم بدی؟؟ تو میتونی یه راه گریز نشونم

بدی؟؟؟

در نهایت شادی و شادکامی غصه را ته دلم حس میکنم...

میدونی چیه ... نه ببخشید نمیدونی چیه ...

من کلافم اما...نمیتونم دل بکنم...اصلا مگه چیزی بوده و هست که ازش دل بکنم؟؟

وقتی که به دنیا اومدیم سلام پای من نبود...

وقتی هم که غزل خداحافظی بخونم نمیدونم میشه خداحافظی کرد...یا نه

اخه میگن وقتی خداحافظی میکنی در واقع داری دل میکنی...

و اونو میسپری دست خدا...

 

خدایا دلم یواش یواش داره میپوسه ... آروم میگم که فقط خودت بشنوی

 



موضوع مطلب : اپیزود >>> دل یهو می پوسه / انگار نه انگار / دل کندن


اپیزود
اپیزودهای محمدرضا تنگستانی
درباره وبلاگ
محمد رضا تنگستانی

به نام یکتای بی همتای عشق با سلام و عرض ادب به وبلاگ اپیزود خوش امدید. من محمدرضا تنگستانی دانشجوی رشته مدیریت اهل تهران
RSS Feed
این صفحه را به اشتراک بگذارید